X
تبلیغات
پرنسس های جذاب
پرنسس های جذاب

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:52 توسط mahtab|


altaltaltигры винксИдеальное свидание Стеллыигры винкс می دونم خیلی کم بود اما دفعه یبعد جبران می کنم....

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:50 توسط mahtab|

http://www.pic.iran-forum.ir/images/6p2l7tblh35vl8tfpyh.pnghttp://www.youloveit.ru/uploads/posts/2011-05/1305724282_youloveit_ksenya12345_bloom_news.jpg

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:48 توسط mahtab|

    بچه ها چند روز عکس وینکس میزارم    ببخشید

 

 

 

  این اقا اومده خواستگاری

این اعقا هیجان زدهست

 

 این خانوم براتون لبخند میزنه 

 

 

اینا بزرگیه اینان

 

             این خوانما مارک دارن

 

 

                  

 

 

           اینا خواهرو برادنن

 

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.netتصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:47 توسط mahtab|

http://tasvir.net16.net/images/5fc3b8d9510b.pngآپلود عکس نایت اسکین



آپلود عکس نایت اسکینآپلود عکس نایت اسکین

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:45 توسط mahtab|





http://eshghamm.blogfa.com

http://up.vatandownload.com/images/rcnzav485qugxwvtef1s.jpg

نوشته شده در شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 16:32 توسط mahtab|

Клуб Винксجوجولی وپیشولی

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 12:54 توسط mahtab|

در نسخه کلاسیک، نمایش با جشن تولد ۲۱ سالگی شاهزاده سیگفرید (Siegfried) شروع می‌شود. در این سن شاهزاده باید کسی را به همسری برگزیند، در حالی که شاهزاده مردد و بیم‌ناک به کنار دریاچه‌ای پناه می‌برد، متوجه قوی بسیار زیبایی می‌شود که توسط دسته‌ای دیگر از قوها احاطه شده. در گرگ و میش غروب آفتاب ملکه قوها به زنی زیبا به نام اودت (Odette) تبدیل می‌شود. شاهزاده می‌فهمد جادوگری شیطانی به نام وان راثبارت (Von Rothbart) اودت و دخترکان ندیمه او را به قوهایی تبدیل کرده که تنها در طول شب می‌توانند به صورت انسان درآیند و دریاچه نیز در حقیقت چیزی جز اشک چشم پدران و مادران دخترکان ندیمه نیست.

اودت به شاهزاده می‌گوید که تنها اگر مردی که قلبی پاک دارد به او ابراز عشق کند طلسم باطل خواهد شد، اما پیش از آنکه شاهزاده بتواند عشق خود را آشکار کند جادوگر بدطینت ظاهر می‌شود و او کسی جز یکی از اساتید و پیش‌کسوتان شاهزاده جوان نیست. جادوگر فرمان می‌دهد قوها در دریاچه به رقص آیند و بدین ترتیب مانع تماس اودت و شاهزاده می‌شود.

روز بعد مادر شاهزاده به او دستور می‌دهد عروسی انتخاب کند، اگرچه شاهزاده در ابتدا قادر به انتخاب نیست اما جادوگر با طلسمی دیگر دختر خود، ادیل (Odile) را به ظاهر اودت درمی‌آورد و شاهزاده عشق خود را به او ابراز می‌کند. اودت واقعی که در جایی مخفی شده و شاهد این صحنه‌است اندوهناک به سمت دریاچه می‌دود، واکنش او شاهزاده را متوجه فریب جادوگر می‌کند و در پی اودت روان می‌شود.

 درحالیکه اودت و ندیمه‌گانش اندوهگین در دریاچه شناورند شاهزاده حیله جادوگر را برای او توضیح می‌دهد و اودت او را می‌بخشد اما جادوگر سوگند و ابراز عشق شاهزاده به دخترش را یادآوری می‌کند. شاهزاده و اودت دست در دست هم وارد دریاچه می‌شوند، طلسم باطل می‌شود و قوهای ندیمه به انسان تبدیل می‌شوند، ندیمه‌ها جادوگر و دخترش را به دریاچه پرتاب می‌کنند و آنها در آب غرق می‌شوند. گروه ندیمه‌ها در کنار دریاچه روح شاهزاده و اودت را می‌بینند که از دریاچه خارج شده و به سمت بهشت پرواز می‌کنند.

داستان اولیه دریاچه قو بارها تغییر یافته، نسخه ایوانفِ گروه باله نیویورک بدل به نسخه استاندارد مدرن شده‌است، در این نسخه ابراز عشق شاهزاده به دختر جادوگر خیانت به اودت محسوب شده و باعث جاودان شدن طلسم اودت می‌شود، در نسخه‌های آمریکایی پس از جاودان شدن طلسم، اودت ناراحت و اندوهگین خود را به داخل آب پرتاب می‌کند و شاهزاده عاشق از پس او در آب می‌پرد. این فداکاری و عشق خالص باعث شکست جادوگر و باطل شدن طلسم می‌شود، ندیمه‌ها به انسان تبدیل می‌شوند و روح شاهزاده و اودت به سمت بهشت پرواز می‌کند. در اجرای گروه‌های چینی و روسی معمولا عشق بین اودت و شاهزاده آنقدر قوی است که جادوگر را شکست می‌دهد و اودت تبدیل به انسان می‌شود.

نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 16:4 توسط mahtab|

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . …. القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ….. مامانش : بعله پسر دلبندم …. شاهزاده : من زن مي خوام ….. مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟……… شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم …..مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ ……. شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم …… مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا” ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم …( مگه من فضولم ، اصلا” به ما چه شبيه چي شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ….سيندرلا گفت : سلام……. فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ …… سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم …….فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن …… سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم …… فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه…….. سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ …… فرشته : خداحافظ …. سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ …. فرشته : بعله مي خوره …..سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟……. سيندرلا : نه ندارم …….. فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟….. سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم…… فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي . سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم…..فرشته : چرا نميري؟…….. سيندرلا : آبروم مي ره……. فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم ……. سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟……. شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟…….. سيندرلا : 37 ……. شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا … داماد و ببوس يالا … سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند.

نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 15:19 توسط mahtab|







 

نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 14:50 توسط mahtab|













 
نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 17:58 توسط mahtab|

خلاصه داستان :
با منو 9
راپونزل، شاهزاده ای است که در دوران بچگی دزدیده شده و در قصری زندانی شده. او پس از ملاقات دزدی تحت تعقیبف نقشه فرار از قصر را میکشد و ..

نقد و بررسی کامل فیلم

Tangled ژولیده

فیلم "ژولیده" محصول کمپانی والت دیزنی، یکی از سرگرم کننده ترین و جالب ترین افسانه هایی است که در غالب داستان هایی با موضوع موی بلند تاکنون گفته شده است.  زمانی که تحت تعقیب ترین،  ماهر ترین  و البته جذاب ترین سارق مجموعه سرزمین های پادشاه در قصری مرموز مخفی می شود، توسط دختری زیبا با موهایی جادویی با طول تقریبی 70 فوت به اسم راپونزل دستگیر می شود. راپونزل که سالهاست در این قصر حبس شده و اجازه خروج از قصر را نداشته ، به دنبال راهی برای فرار از این قصر مرموز می باشد. او با فلین، این دزد جذاب و خوش قیافه،  قرار دادی برای فرار از قصر می بندد که این دو نفر با هم و به اتفاق یک اسب پلیس قهرمان، یک آفتاب پرست بسیار غیرتی! که دوست دوران بچکی راپونزل نیز هست و با وجود یک دسته مزدوران خشن و دائم المست باعث ایجاد داستانی بسیار هیجان انگیز و سراسر طنز و اکشن می شود.

 

چند سال پیش شرکت والت دیزنی شروع به انتشار مجموعه ای از کارتون های کلاسیک خود با کیفیت بالا و بر روی دیسک بلو ری کرد.  این یک فرصت اسنثنائی برای من بود تا بتوانم با برخی از بهترین کارتون های کلاسیک مانند زیبای خفته، پینوکیوو سفید برفی بیشتر آشنا شوم. با نگاهی مجدد و اینبار عمیق تر به این کارتون ها من متوجه شدم که این کارتون ها علاوه بر آنکه انیمیشن های بسیار زیبا و خوش ساختی بودند، به هیچ عنوان طراوت و تازگی خود را  حتی پس از گذشت سالها از دست نداده اند. با توجه به این امر، ساخت مجدد  فیلمی با محوریت پرنسس ها مانند کلاسیک هایی همچون زیبای خفته و سفید برفی و ولی اینبار در غالبی مدرن تر نه تنها جذابیت خود را کم نکرده، بلکه باعث ایجاد فیلمی بسیار زیبا و سرگرم کننده شده است. فیلم "ژولیده" دیزنی ، فیلمی با محوریت داستانی یک  پرنسس ، اثری شایسه همچون فیلم های کلاسیک و قدیمی دیزنی است  که می تواند جزو بهترین فیلم های سال 2010 جای بگیرد.


ژولیده  داستان کلاسیک راپونزل (اثر برادران گریم) را بیان می کند. در فیلم، راپونزل (با صدای مندی مور) یک پرنسس است که بعد از مدت کوتاهی از تولدش به دلیل موی جادویی اش دزدیده می شود. مادر گاتل (کسی که راپونزل را دزدیده) او را همانند دختر خودش بزرگ می کند و از قدرت جادویی موجود در موهای راپونزل برای جوان نگه داشتن خود استفاده میکند.  راپونزل اجازه ترک کردن قصر مادر گاتل را ندارد. تنها دوست راپونزل آفتاب پرستی است به اسم پاسکال است . با گذشت زمان و بزرگ شدن تدریجی راپونزل او بیشتر و بیشتر مشتاق این می شود تا با دنیای خارج از قصر ارتباط برفرار کند و با آن آشنا شود . روزی از روزها، راپونزل با دزدی به نام فلین ریدر (با صدای زاخاری لوی) آشنا می شود و از اینجاست که ماجرا جویی راپونزل شروع می شود.



من خودم به شخصه علاقه زیادی به فیلم های موزیکال ندارم اما در این فیلم استثناٌ من شاهد قطعات بسیار زیبایی بودم که به جای آنکه فیلم را قطع کنند یا اصطلاحا از حرکت باز دارند کاملا جزء و تنه ای از فیلم را شامل میشوند.اما جدا از صحنه های زیبای رقص و آواز فیلم، بدون شک بهترین ویژگی فیلم کمدی آن می باشد که تعداد آنها هم اصلا کم نیستند. صحنه های طنز فیلم با دیدار 2 فرد نا متجانس و کاملا متفاوت یعنی راپونزل و فلین و با شعر جالب آنها در مورد رویاهایشان شروع می شود و به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. تعدادی از صحنه های خنده دار این انیمیشن هم به پاسکال، یعنی همان دوست آفتاب پرست غیرتی راپونزل اختصاص یافته . آخرین قسمت  و یکی از بهترین های تشکیل دهنده کمدی فیلم،  رابطه و شیمی موجود بین فلین و ماکسیموس (اسب)  می باشد که لحظات شاد و زیبایی را با هم در فیلم به وجود آورده اند. یکی از مهم ترین نکاتی که در مورد این فیلم باید به آن اشاره کنم این است که این فیلم در غالب 3D به نمایش در می آید و انصافا یکی از بهترین فیلم های 3D است که تاکنون دیده ام و به راحتی با کیفیت سه بعدی انیمیشن داستان اسباب بازی 3، محصول کمپانی پیکسار برابری می کند.  واقعا چه کسی می توانست حدس بزند که انیمیشنی از کمپانی دیزنی در مورد یک پرنسس بتواند یکی از بهترین انیمیشن های سال باشد؟!

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 18:24 توسط mahtab|

 
 

 
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 18:23 توسط mahtab|

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 18:20 توسط mahtab|

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 18:20 توسط mahtab|

 

دانلود انیمیشن فوق العاده زیبا و جذاب The Princess and the Frog

 

 

  

خلاصه داستان : کارتون پرنسس و قورباغه بر اساس افسانه ای معروف طراحی شده است و دارای داستانی جذاب و دیدنی است که موجب سرگرمی کودکان و حتی بزرگسالان نیز می شود. این انیمیشن در مورد شاهزاده خانمی است که بر خلاف تمامی شاهزاده های کارتون های والت دیزنی، سیاه پوست می باشد. داستان از آنجا شروع می شود که پرنسی توسط جادوگری خبیث به قورباغه تبدیل می شود و پرنس نیز برای رهایی از این جادو باید توسط پرنسسی بوسیده شود. پرنس برای پیدا کردن پرنسس به سفری خطرناک و هجان انگیز ره سپار می شود و در مسیر به دلیل اینکه به شکل قورباغه است ماجراهای سرگرم کننده متنوعی را تجربه می کند و پس از طی مسیری طولانی و طاقت فرسا پرنس شاهزاده خانم مورد علاقه خود را پیدا می کند، اما آیا شاهزاده خانم بوسیدن قورباغه ای زشت را قبول خواهد کرد؟

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 17:38 توسط mahtab|

 نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


Enchantix تغییر شکل سوم پری های وینکس کلاب است.
تغییر شکل قبل:چارمیکس
تغییر شکل بعد: بلیویکس

اطلاعات مورد نیاز
برای تبدیل شدن یک پری به انچانتیکس باید کسی از نوادگانش را نجات دهد و فداکاری بزرگی کند.در مرحله ی انچانتیکس پری ها بسیار قوی تر هستند،میتوانند کوچک شوند و هم چنین جادو های تاریک را با گردنبندشان از بین ببرند.لایلا اولین نفری است که تغییر انچانتیکس میکند و با استفاده از گرنبندش نابینایی اش را درمان میکند.
بلوم و تکنا استثناهایی در انچانتیکس هستند.بلوم برای جنگیدن با تریکس خود به خود دچار تغییر انچانتیکس شد.تکنا هم کسی را از قلمرو و نوادگان خودش نجات نداد.او با نجات دادن سرزمین لایلا موفق به کسب انچانتیکس شد.

Disenchantix
Disenchant( به معنای رفع طلسم کردن معنی این فرم تریکس هست.)
دیسنچنتیکس مخالف انچانتیکس است.در قسمت 24 از فصل 3 والتور ان را به اعضای گروه تریکس داد تا با ان فرم انها وینکس را از بین ببرند.

ظاهر
پری های انچانتیکس واقعا" شبیه یه پری میشوند و اغلب لباس های کوتاه و صندل دارند.بال های انها بزرگ و رنگارنگ است و جواهراتی دارند که مهم ترینشان همان گردنبند انهاست به گردن دارند.لباس انها بسیار درخشنده و بعضی مواقع پیچیده ست.انها پیچک هایی دور پاهایشان پیچیده و با جواهری تزئین شده است.
رنگ مو ممکن است تغییر کند یا بلند شود.مو اغلب تزئین شده ،بافته شده یا دارای خرمهره ست.پری ها گاهی تاج هایی هم دارند که با جواهرات زیبایی درست شده است.آن ها اغلب گردنبندی دارند که دارای یک بطری کوچک است که میتواند جادو های تاریک را خنثی کند.
در طرح اولیه انها به جای پیچکهای دور پایشان کفش های پاشنه بلند برنامه ریزی شده بود.

راه های تبدیل شدن به پری انچانتیکس
در اینجا شرح چگونگی تغییر شکل انچانتیکس اعضای وینکس وجود دارد.



لایلا: با نجات ملکه پری دریایی(قسمت 6 از فصل 3)
....................................................


استلا: با تمام نیروی خود برای نجات پدرش جانش را فدا کرد.(قسمت 8 از فصل 3)
....................................................


موزا: برای نجات پرنسس گالاته آ وقتی که در آتش کتابخانه گیر افتاده بود.(قسمت10 از فصل 3)
....................................................


فلورا: برای نجات خواهرش رز،وقتی در آب رودخانه رفت مسموم شد.(قسمت 12 از فصل 3)
....................................................


تکنا: با از بین بردن راه پورتال در سرزمین اندروس و نجات سرزمین کشته شد.(قسمت 13 از فصل 3)
....................................................


بلوم: تغییر شکل ناقص.تمرکز انرژی خود در جنگ با تریکس در سرزمین پرویز.(قسمت 16 از فصل 3)

گردنبندها

بلوم: 
استلا:
موزا:
تکنا: 
فلورا:
لایلا:

ترجمه توسط: http://winx-gallery.mihanblog.com/
منبع: وینکس ویکی( انگلیسی)

(اگر خواستید در وبلاگ خود قرار دهید این دو قسمت بالایی ترجمه توسط: و منبع: را فراموش نکنید.ازتون خواهش میکنم.)
خب امیدوارم خوشتون اومده باشه.اگر نظرا زیاد باشه و استقبال زیادی بشه از چارمیکس و وینکس هم میزارم.

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:24 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


نام: فاراگوندا / Faragonda
فاراگوندا مدیر مدرسه الفه آ مدرسه پری هاست.او نقش زیادی در کشف گذشته بلوم و قدرتش را داشت.فاراگوندا همچنین یکی از اعضای شرکت نور است.
فاراگوندا بسیار مهربان با پری های مدرسه الفه است و دوست خانم گریفین،مدیر مدرسه برج ابر هست که دوستی انها مخلوطی از مهربانی و جنگ است.
فاراگوندا همچنین یکی از سه نقطه ی جادوست که دونفر دیگر سالادین و خانم گریفین هستند.


نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:24 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


نام: میتزی / Mitzi
معنی اسم: معنی ندارد
سن:  16
سرزمین: زمین،گاردنیا
روابط:  برندون(BF سابق)







نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:22 توسط mahtab|

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:20 توسط mahtab|

سیبیلا

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


نام: سیبیلا
مقام: پری ارشد عدالت
سرزمین: کوه الهام،ایتالیا،زمین
وابستگی: ملکه مورگانا(ملکه قبلی)،ملکه نبولا(ملکه کنونی)،تیر نن اگ و پری های زمین،پری های روستایی
نیرو و توانایی:منبع نا مشخص:سحر و جادو شفابخش،نظم،نمایش عدالت،پرواز و جادو های دیگر







نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:20 توسط mahtab|

 
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:19 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: عکس های لایلا و فلورا ، Outfits ، اطلاعاتی درمورد وینکس ،
خب.امروز هم از فلورا میزارم هم از تکنا.چون عکس های کوچیکی هیچکدومشون نیست.از 21 سالگیشون هم عکس ندارم.
اول از فلورا.
این اتاق فلورا تو آلفه آست.

بقیه ی عکس ها تو ادامه ی مطلبه.
موفق باشید.

پ.ن:عکس تکنا رو درست بعد از همین پست میزارم.


نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:15 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،

شخصیت اصلی داستان
نام:
Bloom
معنای اسم:اسم بلوم به معنای شکوفه ست.
نیرو: پری آتش
رنگ مورد علاقه: آبی
تاریخ تولد:10 دسامبر(ایتالیا)-27 ژانویه(انگلیس)
سن: فصل اول:16-فصل دوم:17-فصل سوم:18-اولین فیلم:19-چهارمین فصل:20-دومین فیلم:21
سرزمین:Earth
BF: اسکای-Sky

من یکسری عکس از تغییر شکل شخصیت ها و تبدیل شدنشون به پری رو دارم ولی هرچی مال بلومو گشتم پیدا نشد.

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:11 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


پرنسسِ سولاریا
نام: Princess Stella
نیرو: پری خورشید و ماه
رنگ مورد علاقه:
نارنجی  و زرد
علاقه مندی ها:
خرید لباس و مد
تاریخ تولد:
18/10 آگوست(یه عدد مال تقویم ایتالیاست و یه عدد برای انگلیس)
سن:
فصل اول:17-فصل دوم:18-فصل سوم:19-فیلم اول:20-فصل چهارم:21-فیلم دوم:22
سرزمین: سولاریا - Solaria
BF: برندن-Brandon


نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:10 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،


دخترک چینی
نام: Musa
منشاء اسم: اسم موزا از موزیک میاد.Musa-Music
نیرو: پری موسیقی
رنگ مورد علاقه: قرمز
تاریخ تولد:  30 می
سن: فصل اول:16- فصل دوم:17-فصل سوم:18-فیلم اول:19-فصل چهارم:20-فیلم دوم :21
Bf: ریون-Riven


تبدیل شدن موزا به پری(کلیک کنید)

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:9 توسط mahtab|

نویسنده : Stella-Roxy
ارسال شده در: اطلاعاتی درمورد وینکس ،
مادر استلا
نام: Queen Luna - ملکه لونا
سرزمین: سولاریا
نیرو: پری ماه


...........................................
پدر استلا
نام: King Radius - شاه رادیوس
سرزمین: سولاریا
نیرو: نامعلوم(تو متنی که خوندم ننوشته بود)

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:6 توسط mahtab|

 
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:4 توسط mahtab|

 
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:4 توسط mahtab|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت